دیوید تولدت مبارک .
روما : ... توی همه ی کوپه ها ی قطار یه کمی بوی گه می آد . انقده که کم کم اصلن ناراحتت نمی کنه . این بدترین چیزیه که می تونم بهش اعتراف کنم . می دونی چه قدر طول کشید تا تونستم به این جا برسم ؟ خیلی طول کشید . وقتی می خوای بمیری از بابت کارایی که می خواستی بکنی و نکردی متاسف می شی . تو فکر می کنی منحرفی ؟ بذار یه چیزی بهت بگم همه مون منحرفیم . فکر می کنی دزدی ؟ خب که چی ؟ اخلاقیات طبقه ی متوسط گیجت میکنه؟ مرده شور اخلاقیاتو ببره . اصلن بهش فکر نکن . به زنت خیانت کرده ی ؟ کرده ی که کرده ی با این مسئله زندگی کن (مکث) کارای خلاف اخلاق زننده کرده ی هیچ عیبی نداره . مگه معیارای اخلاقی مطلق وجود داره ؟ شایدم داره . خب که چی ؟ اگه به چیزی معتقدی پس همونم رعایت کن . آدمای بد می رن جهنم ؟ فکر نکنم . اگه به این معتقدی . همین جورم رفتار کن . میشه گفت جهنمی تو همین دنیا وجود داره ؟ بعله داره . من حاضر نیستم توش زندگی کنم . من همینم که هستم . تا حالا شده اون قدر ناراحت بشی که دوازده ساعت بگیری بخوابی؟

تکه ای از نمایشنامه ی "گلن گری گلن راس" شاهکار دیوید مامت .