با آخرین نفس هایم ...
باید اعتراف کنم که یک آرزو برایم مانده است: خیلی دلم میخواهد وقتی که مُردم، هر ده سال یک بار از میان مُردهها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفری که از رسانههای جمعی دارم، چند روزنامه بخرم. این آخرین آرزوی من است: روزنامهها را زیر بغل میزنم، بعد کورمال کورمال به قبرستان برمیگردم واز فجایع این جهان باخبر میشوم؛ سپس با خاطری آسوده در در بستر ِامن ِگور ِخود دوباره به خواب میروم.

با آخرین نفسهایم،لویس بونوئل- ترجمهی علی امینی نجفی
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 10:33 توسط حامد امان پور قرایی
|